به عنوان مثال میتوان تصور نمود رابطه ای که بین شکر و آب بوجود می آید شکر زاتش شیرینی بوده و شیرین است ولی آب به واسطه حل شدن شکر در آن شیرین میشود . و به خودی خود شیرین نیست .

اصل علیت : در اصل علیت نیاز هر موجود معلول به علت است و این بدین معنی است که هر معلولی که بوجود می آید علتی دارد . مثلا آبی که از شیر خارج میشود به علت لوله کشی انجام شده میباشد .

هر موجود ممکن الوجود میتواند باشد یا نباشد پس نیازمند علت است پس وجودش وابسته به موجود دیگری است ولی وجود واجب الوجود غیر وابسته است . ( تنها واجب الوجود وابسته به غیر نبوده و خودش علت است ) .

امتناع تسلسل : به معنای پی در پی بودن و به دنبال یکدیگر آمدن است . منظور از تسلسل ، سلسله ای از علتها و معلولهاست که تا بی نهایت پیش رفته و به یک علت نخستین ختم نشود یعنی الف : معلول  ب: معلول ج: معلول د:..... همینطور تا بی نهایت ادامه داشته باشد و به یک علت نخستین ختم نشود که همچین چیزی ممکن نیست . و محال بودن چنین سلسله نامتناهی بدیهی است . اگر هر حلقه نیازمند حلقه قبلی باشد پس کل سلسله نیازمند موجودی از خارج از سلسله است که معلول نباشد و آن علت نخستین است پس سلسله نامتناهی ، متناهی میشود . مثال : سلسله ای از سربازان که حمله هر یک منوط به حمله نفر قبل باشد . که اگر حمله ای صورت گرفته باشد بیانگر این است که سلسله متناهی است و چون وجود هستی را ملاحظه میکنیم پس سلسله علتها و معلولها متناهی بوده و تا بی نهایت ادامه دارد .

امتناع دور :  منظور از دور این است که معلول با یک واسطه یا چند واسطه علت خودش باشد . در صورتیکه با یک واسطه باشد دور سریع و در صورتیکه بیش از یک واسطه باشد دور مضمر نامیده میشود . مثال دور سریع : الف معلول ب و ب معلول الف باشد .  

مثال دور مضمر : الف معلول ب و ب معلول ج و ج معلول الف باشد .

نتیجه : چون علت مقدم بر معلول است نمیتواند علتی بر خودش مقدم باشد به دلیل محال بودن اجتماع نقیضین ( چیزهایی که همدیگر را نقض میکنند ) .

نتیجه : تردیدی نیست که در جهان هستی وجودی هست این وجود یا واجب است یا ممکن اگر واجب باشد پس وجود خداوند ثابت است و اگر ممکن باشد طبق اصل علیت نیازمند علت است و اگر این ممکن معلول دیگری بوده و سلسله معلولها تا بی نهایت ادامه یابد تسلسل رخ میدهد و تسلسل محال است و اگر ممکن مفروض بی واسطه یا با واسطه معلول علتی باشد . که خود معلول آن ممکن است مستلزم دور است  و وقوع دور ممتنع میباشد . پس تنها احتمال باقی مانده آن است که ممکن معلول علتی باشد که خود معلول نیست پس واجب الوجود است .

فرض ها در مورد وجود انسان :

1-انسانها بدون علت بوجود آمده اند .     2- انسانها خود آفریدگار خود باشند .   } عقل نمیپذیرد .

پس احتمال معقول آن است که آفریدگاری متعال وجود دارد و آن خداوند است .