عمومی کرد با گسترش مطبوعات در اروپا خوراک بیشتری برای نزاهای بین المللی و مذهبی تامین شد و اروپای قرن شانزدهم و هفدهم را در کام خود کشید درسالهای پس از سال 1600 میلادی نشریاتی که به صورت منظم به چاپ میرسید در تعدادی از شهرهای آلمان منتشر شدند در اواخر این قرن شهرهای بزرگ اروپا و برخی از قاره ها روزنامه داشتند در اواسط قرن 18 هنگامی که انقلاب فرانسه و آمریکا در حال شکل گیری بودند ، تعداد بسیاری از مردم اروپا و شمال آمریکا عضو گروهی شدند که آنها را مردم هوشیار نامیدند اینان مردمانی باسواد و تقریبا ثروتمند بودند که علاقه زیادی به امور فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی روز داشتند آنها نوعا در شهر زندگی میکردند و روزنامه هایی را میخواندند که از آزادی کافی در چاپ مطالب بحث انگیز برخوردار بودند این مقالات از نظر حکومت ابزارهای آشوب نامیده میشدند در اواخر قرن 18 که رژیم سیاسی فرانسه سرنگون شد و وجود دولتها در سراسر اروپا مورد تحدید قرار گرفت ناظران افکار عمومی را به خاطر نقشی که در آشوب و اغتشاش داشت ستایش و یا سرزنش کردند در همان زمان گرچه در مورد ماهیت افکار عمومی ابهامهایی وجود داشت اما در باره اهمیت آن هیچ شکی وجود نداشت .

شکل گیری افکار عمومی

سه خصلت پدیده افکار عمومی عبارتند از 1-  آشکار بودن  2-  آگاهانه و هوشیار بودن  3-  از وسعت کافی برخوردار بودن  .                 در هر سه ویژگی یاد شده کیفیت ارتباطی افکار عمومی کاملا مشخص است ، آشکار بودن افکار عمومی مستلزم حضور انسانها کنار هم و بر قراریت رابطه بین آنهاست . آگاهی مردم به وجود افکار عمومی گویای اراده آنها در پیوستن به صفوف دیگران و بر قراری رابطه با آنهاست ، وسعت پدیده نیز نشانه جمعی بودن آن و در نتیجه رابطه اجتماعی است این پدیده به دلیل کیفیت ارتباطی برتر در بستر مردمی یعنی جائیکه تراکم جمعیت بالا است خود را نشان میدهد .

رویداد افکار عمومی در پنج بخش میتواند ظهور یابد :

1-    باید یک واقعه مرکزی و یا شماری از وقایع متناوب و پشت سر هم از یک نوع وجود داشته باشد . هنگامی که ما در معرض تشعشات خبری قرار میگیریم یک خبر بیش از سایر اخبار توجه ما را به خود جلب میکند چنانچه این خبر برای همه شنوندگان جالب توجه باشد آن را اصلی میگویند ، و واقعه مرکزی را تشکیل میدهد و منشاء افکار عمومی میشود . هر چقدر این خبر با نیازهای مختلف مردم بیشتر ارتباط داشته باشد اصل تر و مرکزی تر است . مثل خبر زلزله یا .....

ممکن است یک پدیده اجتماعی به خاطر اثرات سویی که پشت سر هم بر زندگی مردم میگذارد تدریجا به افکار آنها جهت دهد و آن را متحد کند . از قبیل گرانی ، اعتیاد ، ترافیک . از این نوع هستند این پدیده ها بستر ذهنی مردم را برای نشان دادن واکنش آماده میکنند و چنانکه روزی اتفاقی بیافتد یا عمل خلافی سر زند که موجب نابسامانی یا نارضایتی مردم باشد آنگاه مانند جرقه ای افکار ناراضی آنان را شعله ور میسازد .

2-    فضا باید مساعد باشد افکار عمومی در بستر مردمی شکل میگیرد این بستر فضایی است که در صورت وجود نیازهای مردمی برای ارضای این نیازها مستعد میشود چنانچه مردم تشنه شنیدن خبری باشند که به سرنوشت آنها بستگی داشته باشد . به شایعه سازی دست میزنند تا خلاء موجود را پر کنند شایعه سازی و شایعه پراکنی شاخصهای بارز ، وضعیت بحرانی افکار عمومی هستند و باید به مثابه نشانه ای هشدار دهنده بشمار بیایند بنابر این بستر فکری جامعه زمینه ساز افکار عمومی در آن جامعه میشوند .

باید محتوای افکار پاسخگوی نیازهای ظاهری و باطنی افراد باشد : واقعه ای که به افکار عمومی دامن میزند واقعه ای است که به نیاز افراد یا جامعه کلی پاسخ میدهد این نیاز میتواند ظاهری ، آشکار و یا برعکس باطنی ، نهانی و خود آگاه باشد . نیاز به امنیت یا راحتی و فراوانی ، رفاه