درس : افکار عمومی . استاد : غربانی . موضوع : جمع آوری مطالب کلاسی 5
تحت عنوان منافع جمعی افراد بیان میشد آزادی مطبوعات مورد حمایت جدی آنان بود آنها مطبوعات را از ارکان مهم دادگاه افکار عمومی میدانستند افکار عمومی را یک نوع فشار اجتماعی تصور میکردند و انتشار منظم کلیه اطلاعات مربوط به فعالیتهای دولت را به عنوان عاملی باز دارنده در مقابل سو استفاده از قدرت قلمداد می کردند و خلاصه اینکه آنان معتقد بودند که تحقق خواست عمومی مردم در گرو انتخابات منظم و حکومت اکثریت است .
وجوه اختلاف میان برداشت منفعت گرا از افکار عمومی و نظریات پیشین عصر روشنگری عمدتا ناشی از تفاوت این دو در تعیین صلاح عمومی است در نگرش پیشین افکار عمومی به عنوان روشی برای تشخیص خواست عمومی بود که به نحو مطلوبی از طریق دخالت مستمر عموم در بحثهای مستدل مشخص میشد اما در منفعت گرا افکار عمومی از طریق یک فرایند حداکثر ساز یعنی از طریق حکومت اکثریت مشخص می شد .
رشد افکار عمومی در جوامع معاصر ( عصر فعلی ) : رشد افکار عمومی نیاز به شناخت چند عامل دارد :
1- تکنیکهای بررسی پیشرفته : تکنیکهای بررسی افکار عمومی ظریف تر میشود و به موازات آن پدیده افکار عمومی رشد میابد این تکنیکها مردم را آگاه میسازند و به افکار مردم واقعیت و وسعت میبخشند و گاهی آن را کنترل میکنند مجهز بودن رسانه های گروهی و دستگاههای تبلیغاتی به آنها امکان میدهد تا در راه تشکیل ، هدایت و به اسارت کشیدن افکار عمومی فعالیت کنند .
2- خوراک فراوان برای تغذیه افکار : مواد لازم برای تغذیه افکار عمومی هر روز فراوان تر میشود ف اخبار و وقایع سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی هم در بعد داخلی و هم خارجی تهیه میشود و به طور خستگی ناپذیری مورد استقبال قرار میگیرد . فراوانی خوراک از یک سو و اشتهای باز مردم از سوی دیگر افکار را بیدار نگه میدارد و آنها را وادار میکند در صحنه های خبری ، ملی و بین المللی حضور داشته و به صورتهای گوناگون واکنش نشان دهند .
3- توجه روز افزون به افکار عمومی : واکنشها و داوریهای عموم مورد توجه روز افزون قرار دارند چه افراد مهم اجتماعی مانند کارخانه داران ، بازرگانان و تبلیق گران و چه پدیده های مهم اجتماعی از قبیل شهر سازی و قانون گذاری هم به شناخت افکار عمومی نیازمندند و از آن جهت که تاثیر این افکار بر رفتارهای اجتماعی مسلم است به آن حساسیت نشان میدهند .
4- رشد فزاینده روابط اجتماعی : افکار عمومی در روابط اجتماعی تغییر ایجاد میکند روابط اجتماعی در پرتوی شکل گیری ها و تحولات افکار عمومی پیوسته غنی تر ف محکم تر و گسترده تر میشود . به سهولت میتوان مشاهده کرد که چگونه رسانه های گروهی قادر هستند همفکری و همدردی در میان مردم یک کشور و حتی جهان ایجاد کنند جنگ در گوشه ای از جهان یا زلزله در ناحیه ای از آسیا ، افکار مردم دنیا را به هم نزدیک میسازد و افکار عمومی جهانیان را به بار مینشاند . اینگونه است که در دنیای امروز مرز بین اخبار این طبقه و آن طبقه و داخلی و خارجی رفته رفته از میان برداشته میشود و رسانه های گروهی دائما در جهت وحدت بخشیدن به افکار عمومی گام بر میدارند و تصور دهکده جهانی شکل میگیرد ، هرچه روحیه جمعی قویتر باشد و افکار عمومی وسعت بیشتری پیدا کند افراد غنای بیشتری میپذیرند و شخصیت اجتماعی خود را بیشتر تکامل میبخشند میبینیم که در یک جنبش مردم دوستانه مانند زمان زلزله چگونه همکاری های اجتماعی شکل میگیرد و افراد خود را باز میابند .
ریشه افکار عمومی در نظامهای ارزشی جامعه :
وقتی کشوری مورد هجوم دشمن قرار میگیرد یک یک افراد ملت برای دفاع از خود آماده رفتن به میدان جنگ میشوند و جنگ تبدیل به یک نظام ارزشی میشود این ارزشها که ناشی از وجدان عمومی مشترک است به واسطه افکار عمومی هراست میشود قضاوت در مورد افکار عمومی یک قوم یا ملت با توجه به این ارزشها صورت میگیرد هر چه ارزش جمعی ریشه دار تر باشد افکار عمومی عمیق تر خواهد بود پس افکار عمومی میتواند به عنوان