دو شرط اصلی انتقال شایعه اهمیت موضوع و ابهام هستند . رابطه بین ابهام و اهمیت موضوع افزایشی نیست بلکه ضربدری است یعنی اگر یکی از این دو صفر باشد شایعه دامنگیر نخواهد شد یعنی چنانچه موضوع به اندازه کافی اهمیت نداشته باشد یا اگر ابهامی در میان نباشد شایعه ای وجود نخواهد داشت . بروز شایعه اغلب در نتیجه سکوت رسانه ها حاصل میشود انسان همواره نیاز دارد با اطمینان زندگی کند لذا در وضعیت های نامطمئن عقل خود را بکار میگیرد و چنانچه منبع مطمئن بدست او نرسد از جای دیگر آن را بدست خواهد آورد .

دو منبع اصلی افکار عمومی یعنی رسانه ( مرای رسمی ) و شایعات ( مجرای موازی ) با هم رابطه ای مبهم و دو پهلو دارند رسانه های جمعی با حفظ سکوت در برابر بعضی شایعات آنها را خاموش میکند یا بر عکس با تبلیغات آنها را به روشنی میرساند معمولا رسانه ها را حل دوم را انتخاب میکنند زیرا در جوامع جدید کار اصلی رسانه ها واقعیت سازی است لذا اگر چه رسانه ها شایعه را بوجود نمی آورند اما به عنوان واسطه آن را تقویت میکنند یا حتی گاهی با دادن نظراتی که مردم را وحشت زده و تشنه قبول شایعات میکنند شایعه سازی را تقویت مینمایند بنابر این رسانه و شایعه دو منبع پویا و وابسته به هم هستند که عملکرد هر یک روی دیگری تاثیر میگذارد پایه و اساس شایعه میل به برقراری ارتباط ، تقسیم احساسات با دیگران و اغنای همنوعان است . شایعه به تدریج که تعداد بیشتری از اشخاص را فرا میگیرد قدرت اقنائی هم پیدا میکند در این صورت است که هم گزندگی ها و هم شاخ و برگها بیشتر شدند و کار به مبالغه بکشد .

افزودن شاخ و برگ به خاطر اقناع کردن صورت میگیرد شنونده با شنیدن شایعه از زبان یک دوست با آوردن دلایل دیگری در راستای فکر اصلی شایعه به آن شاخ و برگ میدهد این آغاز تشکیل گولوله برفی است که هر چه بغلتد بزرگتر میشود . هر کسی چاشنی خود را به آن میزند به این ترتیب شایعه با یک دلیل آغاز میشود و در طول جابجایی دلایل دیگری به آن اضافه میشود دادن شاخ و برگ به محتوای اولیه شایعه به این دلیل است که ما خیلی بیشتر به عنوان انتقال دهنده خبر عمل میکنیم تا دریافت کننده، همه میخواهند ناقل خبر یا شایعه باشند این خواسته موجب شرکت موثر در شایعه سازی میشود و شایعه را از آن خود میکنند و تخیل و توهم را بر آن اضافه میکنند شایعه همه چیز را به روز میکند ، رویداد همیشه امروز روی داده است طبیعی است که اشخاص بیشتر به اخبار و رخ دادهای فعلی یا آینده نزدیک علاقه نشان بدهند تا به اتفاقات بی زمان و بی مکان یا مربوط به جاهای دیگر این تمایل همیشگی به امروزی کردن تاریخ ها موجب میشود که طراوت شایعه حفظ شود ، فرایند جوان ماندن دائمی شایعه منطقی است ، بتدریج که از واقعه دور میشویم شایعه مانند هر چیز دیگری ارزش خود را از دست میدهد پس برای اینکه شایعه جریان پیدا کند باید همواره ارزش آن تجدید شود . همچنین شایعه در مسیر خود بعضی جملات را وارونه جلوه میکند تا برای جمع قابل قبول تر باشد بتدریج که شایعه پیش میرود گروههای بیشتری از مردم را در خود فرو میبرد هر کدام از این گروهها ، واژگان ، نمادها ، افکار قالبی و نحوه فکری خاص خود را دارند همانگونه که هر فروشنده با زبان مشتری خود با او حرف میزند شایعه نیز با قواعد ارتباطی هر گروه مطابقت پیدا میکند .

ارتباط میان فردی و افکار عمومی :

گفت و شنودها در افکار عمومی : ارتباط میان فردی نقش مهمی در شکل گیری افکار عمومی دارد افکار عمومی پدیده ای جمعی است بنابر این باید رابطه میان فردی و رابطه گروهی را در تشکیل فرآیند افکار عمومی مد نظر قرار داد . افکار عمومی با گفت و شنود بین مردم ارتباط دارد گفت و شنود ، هر گونه مکالمه دو نفره است که ممکن است با هدف آموختن ، فرمان داد ، پرسش و غیره صورت بگیرد . موضوع گفت و شنود متنوع و گوناگون است از نظر زبانی ، دینی ، سیاسی یا اقتصادی . اما با وقوع نوع آوری های فنی گفت و شنود را بارورتر میکند مطبوعات هم گفت و شنودها را رونق میبخشند و هم مباحثه را تشویق میکنند و به آن دامن میزنند اصولا رسانه نوعی گفت و شنود جمعی است و