پویایی گروهی : نظر افراد گروه را نمیتوان با حاصل جمع نظرهای افراد گروه برابر دانست گروه ،کلیتی است تفکیک ناپذیر از افرادی که آن را تشکیل میدهند . این واقعیت را پویایی گروهی مینامند فرد در گروه رفتاری را از خود نشان میدهد که با رفتار او در زمانی که تنها است تفاوت دارد . مطالعات نشان میدهد حتی اگر فردی انسان منطقی باشد باز هم به محض قرار گرفتن در میان نزدیکان خود راه تحقل را به فراموشی می سپارد اکثر افراد به محض آنکه در گروه قرار بگیرند نظر دیگران را میپذیرند در واقع نیروی کیفی افراد از نظر هوشمندی و اصالت به محض آن که با دیگران گرد می آیند رو به کاهش میگذارد، مثل اینکه جمع آنچه را فردی است کوچک میشمارد و تحقیر میکند میل به شباهت داشتن به دیگران و همرنگی با آنها نیروهایی هستند که دست و پای موجود انسانی را میبندد. وقتی قرار است افکار عمومی تحلیل شود یکی از موضوعات دو پهلو و ابهام آمیز موضوع قاعده اکثریت است که از آن به عنوان استبداد اکثریت هم نام برده میشود . از آنجا که گروه حکم به یکی بودن میدهد بیم آن میرود که نظر اقلیت زیر فشار اکثریت از بین برود ، افرادی که حس میکنند نظرشان از نظر اکثریت فاصله میگیرد از ترس ترد شدن آن را به زبان نمیآورند به این ترتیب سکوت آنها اکثریت را در موضع خود تقویت میکند و این به حذف نظر اقلیت می انجامد. بنابر این در هنگام مطالعه افکار عمومی باید فضایی که نظر در آن شکل می گیرد نیز مورد بررسی قرار گیرد برای این کار باید از افراد علاوه بر این که نظر خودشان را میپرسیم در باره نظر دیگران و آنچه در باره وضعیت سیاسی می اندیشند و اینکه آینده را چگونه پیش بینی میکنند نیز سوال کنیم .

مباحثه : افراد بخش مهمی از آگاهی های خود را از نظرات دیگران و در جریان مباحثات بدست می آورند در بحث های گروهی میتوان سه مرحله اصلی زیر را از هم تفکیک کرد :

 1-  پیدایش نظرات نا همسو در موضوع بحث   2-  همسویی افراد       3- مذاکره بین افراد برای یافتن راه حل

شناخت در مباحثه گروهی به صورت کنش و واکنش است . بدین معنی که افکار واعمال هر کسی تحت تاثیر واکنشهای دیگران قرار دارد فرد به تدریج در طی بحثها اطلاعات تازه ای بدست میآورد. به این ترتیب افکار دیگران در مورد موضوعات مختلف او را هدایت میکند و به او امکان میدهد نظر خود را اصلاح کند . همچنین قابل ذکر است با وجود اهمیتی که نقش رسانه ها در شکل گیری افکار عمومی داده میشود معلوم شده است که در تصمیم گیری ها بیش از آنکه از رسانه ها پیروی شود از رهبران فکری تبعیت میشود .

رهبر فکری کسی است که به عنوان کارشناس از طرف همتایان خود پذیرفته شده باشد .

نقش رهبر فکری : نقش رهبران فکری در شکل گیری افکار عمومی بسیار مهم است این شخص کسی است که با تماسهای شخصی روزمره و انجام بحث در نظر و تصمیم اشخاص در مورد بعضی از قضایا تاثیر میگذارد رهبران اشخاصی هستند که به شکلی خاص بیدار ، فعال و علاقمند به سیاست هستند و بویژه مصرف کنندگان بزرگ رسانه ها نیز هستند . کسی که در زمینه ای رهبر میشود الزاما در زمینه ای دیگر رهبر نیست بعلاوه جریان نفوذ رهبرا الزاما به طور عمودی نیست و برعکس نفوذ بین شخصی یا سطح افقی مهمتر است . ( از درون جامعه بوجود می آیند و رشد میکنند و ارتقا میابند ) .