بنیادهای نظری حقوق ارتباطات جمعی :

حقوق ارتباط جمعی به عنوان مجموعه قوانین و مقرراتی که آزادی ها و حقوق وسایل ارتباط جمعی ، نحوه ایجاد یا فعالیت موسسات رسانه ای ، حدود و مسوولیتهای ناشی از نقض این حدود را تعیین میکند ، دارای مباحث مختلفی میباشد که مبحث آزادی و حقوق رسانه ای از اهمیت ویژه ای در آن برخوردار است . این بخش از مباحث ، بیشتر جنبه آرمانی دارد و به بایدها و نبایدهای این رشته میپردازد ف از مهمترین این مباحث بحث آزادی بیان است .

آزادی بیان : حق برخورداری از آزادی بیان بنیادی ترین حق وسایل ارتباط جمعی است . سایر آزادی ها و حقوق رسانه ای همانند حق دسترسی به اطلاعات ، حق انتقاد ، حق استقلال رسانه ای ، منع سانسور و حق انتشار آزاد نیز ریشه در آزادی بیان دارند وبه شدت از آن متاثرند . برخورداری از آزادی بیان یک حق قلمداد میشود که در سیر تاریخی تحول این حق ، ابتدا از آن به حق طبیعی ، سپس حق اساسی و سرانجام حق بشری یاد شده است که به شرح زیر توضیح داده میشود .

1-    منظور از حقوق طبیعی حقوقی هستند که انسان با عقل خود آنها را کشف میکند این حقوق در مقابل حقوق موضوعه قرار میگیرند که به وسیله انسان وضع میشوند . در مکتب حقوق طبیعی آزادی بطور کلی و آزادی بیان به طور خاص برای ابنای بشر موهبتی الهی است و بر این اساس کسی که در مقام اعمال آزادی بیان است از حق خود استفاده میکند و برای این کار لازم نیست از کسی اجازه بگیرد. بر مبنای این نظر در برخی نظامها اصولا قانونی برای مطبوعات وجود ندارد همانند نظام حقوقی انگلستان و یا دربرخی از کشورها قانون برای نحوه اعمال آزادی بیان یا مطبوعات وضع کرده اند نه قانون آزادی بیان یا مطبوعات .

منظور از اساسی بودن حق آزادی بیان یا شناسایی آزادی بیان به منزله یک حق اساسی ، به این معناست که هیچ قانون عادی قادر به حذف این حق نیست ، قانون اساسی محدوده استثناعات این حق را برشمرده است و قانون عادی نمیتواند از