در بحث خدا شناسی به سه نکته باید توجه داشت 1- ازکجا آمده ایم که همان توحید میباشد 2- بهر چه آمده ایم مشخص کننده وظیفه 3- به کجا میرویم و مقصد که همان معاد است .

انسان اگر سیر صعودی را طی کند به کمال و سعادت یعنی همان اعلی علیین و اگر سیر نزولی طی کند به اسفل الصافلین میرسد . خداوند میفرماید انسان را از خاک آفریدیم که این به دو صورت تعبیر میشود یکی قسمت جان و دل و ملکوتی و خدایی و روحانی و دوم همان آب و گل و حیوانی و جهانی میباشد .

گیاه ، درخت طبیعت دارد . حیوان غریزه و طبیعت دارد . انسان به عنوان اشرف مخلوقات غریزه و طبیعت و فطرت و عقل و تفکر و انتخاب دارد . انسان دو حجت دارد 1- عقل  2- انبیا .

معاد به دو گروه تقسیم میشود : 1-  الهی یون    2- گروهی که میگویند با مرگ همه چیز از بین میرود .

شناخت :

اول شناخت خود  : 1- شناخت خود  2- استعدادها 3- ویژگیها 4- هدفها 5- توانائیها که خود به دو دسته خود عالی و خود ملکوتی و دوم خود دانی و خود پنداری است .

انسان چند رابطه در زندگی دارد مقدمه رابطه ها رابطه انسان با خودش است

دوم شناخت دیگران : جهان

سوم شناخت نسبت به خدا : که به دو بخش اول شناخت موجودیت خداوند و دوم چگونگی خداوند میشود و دوم صفاتی که به خدا نسبت داده میشود شامل اول ثبوتی ، لازمه کمال ، علم و دوم سلبی ، ناتوانی نیاز ، عجز و جهل که شامل خداوند نمیشود .

بعد از شناخت به خدا ایمان می آوریم شناخت راه را روشن میکند ولی علم آگاهی و شناخت سبب حرکت میشود . بعد از ایمان آوردمان باید باور بیاوریم باور قلبی همراه با حب و دوستی که شوق رفتن ایجاد میکند . سپس عزم نموده ( تقویت کننده ایمان )

ایمان تقویت کننده عزم است . بعد از عزم وارد عمل میشویم .

اعمال به 5 دسته تقسیم میشوند : 1- اعمال واجب  2- اعمال حرام 3- اعمال مستحب 4- اعمال مکروه 5- اعمال مباح

حال باید از اعمال مراقبت کرد : 1- نیت ، اصل عمل 2- کیفیت انجام عمل 3- محاسبه

نقش دین در جهان معاصر : از ویژگیهای علم بشری ابطال پذیری است معمولا علم نسبت به گذشته کامل و نسبت به آینده ناقص است بنابر این ابطال پذیر است .

نقش علم :

1-     اطلاعات صحیح و کامل باشد  حکم عقل صحیح و کامل است .

2-     اطلاعات ناقص باشد حکم عقل ناقص ( گمراه کننده ) .

قرون وسطی قرنی است که کلیساها همکاره مردم بودند و هر اظهار نظری باید با اجازه کلیسا باشد .

کشیش مارتین لوتر که طرفدارانش پروتستانها یا پروتستانیزم بودن اصلاحات دین مسیح را بوجود آورد . بعد از رنسانس که به معنی تولد جدید است کلا شروع دین گریزی مردم بود که تقریبا همزمان با انقلاب فرانسه و انگلیس بود .