این محدوده فراتر رود . و مثلا بر تعداد استثناعات بیافزاید این نتیجه قهری شناسایی حق آزادی بیان به مثابه یک حق اساسی است . میتوان به جرات گفت که در قوانین اساسی همه کشورها به حق برخورداری از آزادی بیان اشاره شده است اما برخی از قوانین اساسی صرفا به آزادی مطبوعات اشاره کرده اند و برخی دیگر آزادی بیان و بعضی آزادی اطلاعات را هم به آن افزوده اند .

۳-    در خصوص آزادی بیان به منزله یکی از حقوق بشر باید اشاره نمود که حقوق بشر حقوقی هستند که انسانها به صرف انسان بودن و صرف نظر از جنس ، نژاد ، قومیت ، دین و مذهب دارند . هدف این حقوق حمایت از شرافت و کرامت انسانی است ، این حقوق برخلاف حقوق طبیعی ریشه طبیعی یا الهی ندارند بلکه عمدتا جنبه قراردادی دارند ، حق برخورداری از آزادی بیان در مقوله حقوق مدنی و سیاسی قرار میگیرند و این حقوق در زمره حقوق منفی شمرده میشوند . یعنی تکالیف منفی بر عهده دولت قرار میدهند . دولت برای تحقق این حقوق الی ال اصول لازم نیست که کاری انجام دهد و تکلیف دولت تنها عدم ایجاد مانع در برابر اعمال این حق است . همچنین تعهداتی که حقوق مدنی و سیاسی بر عهده دولت قرار میدهند در زمره تعهدات به نتیجه است یعنی دولت باید نبود مانع در برابر این حقوق را تضمین کند و نه اینکه صرفا در این راه تلاش و کوشش نماید .

۴- آزادی بیان در نظام حقوق اسلامی : در منابع مختلف اسلامی نه تنها حق بیان عقاید و انکار و آزادی مباحثه و مجادله های عالمانه حمایت شده بلکه با تشریع( قانون گذاری )  فریزه امر به معروف و نهی از منکر درصورت وجود برخی شرایط ، بیان حق و نهی باطل واجب و ترک آن معصیت شناخته شده است . بر همین اساس ماده 22 اعلامیه حقوق بشر اسلامی ( مصوب سال 1990 در قاهره ) بلافاصله پس از آنکه در بند الف خود از حق برخورداری از آزادی بیان تاکید کرده ، در بند ب از حق امر به معروف و نهی از منکر سخن به میان آورده است . البته در این سند حقوق بشری امر به معروف و نهی از منکر در زمره حقوق بشر اسلامی شناخته شده است در حالی که در آموزه های اسلامی امر به معروف و نهی از از منکر در صورت مهیا بودن شرایط حق محسوب نمی شود بلکه واجب و تکلیف است . در واقع یکی از وجوه تمایز آزادی بیان در اسلام با آزادی بیان در ادبیات حقوق بشری این است که در اسلام سکوت و امتناع از بیان حق مطلق نیست و میلمانان از بی اعتنا بودن به امور خیرو شر همنوعان خود منع شده اند و جز در موارد معدود از حق سکوت برخوردار نیستند . در نظام حقوقی ما که متاثر از آموزه های اسلامی است در اصل هشتم قانون اساسی و همچنین در بند 4 از بخش الف ماده 3 مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی با عنوان « اهداف و سیاستها و ضوابط نشر کتاب » بر حمایت از امر به معروف تاکید کرده اند و بدین سان بستر قانونی برای برخورداری از این حق اساسی بویژه در مصاف با دولت و نیز ادای تکلیف شرعی فراهم شده است .    معنای عام و خاص آزادی بیان : در برخی  از کشورها از آزادی بیان تفسیرهای موسع یا مضیق ( مضیقه ) شده است . برای مثال در کشور ایالات متحده امریکا آزادی بیان نه تنها شامل آزادی در گفتار و نوشتار است بلکه شامل هر نوع رفتاری میشود که حامل یک پیام است . بر این اساس طرز پوشیدن لباس ، طرز برخورد در مناسبتهای اجتماعی ، تشکیل اجتماعات و انجمنها ، راه پیمایی ها و حتی اعمال خرابکارانه و تروریستی از ناحیه گروه خاص مشمول آزادی بیان میشود . بنابر این آزادی بیان در مفهوم اعم قلمروی شمول وسیعی دارد این آزادی در برگیرنده نوشته ، کلام و همچنین اعمال و حرکات فیزیکی اشخاص است که ممکن است مستلزم حمایت باشند به عبارت دیگر آزادی بیان از انتقال عقاید و نظریات به شیوه های صرفا فیزیکی نیز حمایت میکنند اما در معنای خاص