عوامل بحرانزایی که در عصر حاضر غرب

1-     عقل گرایی : عقل محوری است که بررسی و استدلال انسان میتواند حتی به اثبات خدا هم ببرد

2-     علم باوری : انسان به تدریج خود را شناخت و علم خود را باور کرد و فکر کرد میتواند با همین علم پیش برود و به خدا نیازی نیست .

3-     تجربه گرایی : چیزی که دسترس نیست اعتقاد نباید باشد .

4-     انسان محوری : با توجه به سیر تحولات بالا چنان به انسان بها دادند که انسان منکر خدا شد .

5-     فرد گرایی : نتیجه این شد هر چه انسان بپسندد همان است و فرد گرایی بابا نهاده شد . .

بحران های مختلف :

1-     بحران معرفتی و شناختی : بالا رفتن بیش از حد اطلاعات باعث غرور انسان شد .

2-     بحران اخلاقی :

3-     بحران فن آوری : در جوامع سنتی مشکلات کمتر بوده هر چند در جوامع پیشرفته علم بیشتر باشد .

4-     بحران روانی : هرچه جلو تر میرویم مشکلات روانی بیشتر شده و در آن جوامع که همبستگی کمتر است خود کشی بیشتر شده است .

پس در عصر کنونی علارغم تمام تلاشهای بشریت اولا بعضی جا ها افراط کرده ثانیا خدا را نادیده گرفتند  .

ایمان : ریشه آن از امن است و به معنای امنیت یافتن و جای گیر شدن اعتقاد در قلب و ایمنی در کار است .

جایگاه ایمان : علم جایگاهش در اندیشه و ذهن آدمی است ولی ایمان جایگاهش در قلب که کانون وجود آدمی است .

یکی از ویژگیهای ایمان توکل است یعنی اعتماد کردن و وکیل کردن خدا

مقدمه ایمان : اولین مقدمه عقل است که با وجود آن به مقدمه بعدی علم و بعد به ایمان میرسیم علم همان شناخت و معرفت و آگاهی میباشد . پس ایمان مبتنی بر شناخت و علم است ایمان بدون علم معنا ندارد . علم و شناخت در انسان روشنگری میکند و راه را روشن مینماید

ایمان پیوند دهنده علم و عمل است . ایمان به انسان عزت نفس میدهد . عزت نفس یعنی عزیز بودن و عزیز کسی است که نفوذ ناپذیر است .

تعریف ایمان : باور قلبی است همراه با دوستی و عشق که شوق رفتن به سوی مقصد را در انسان ایجاد میکند .

مومن شخص دارای ایمان است و این شخص از شک و تردید ایمن است .

ما دو جور تقلید داریم : 1-  تقلید آگاهانه که در آن ما به متخصصان رجوع میکنیم . 2-  تقلید کورکورانه

شرایط توکل حقیقی :

1-    توکل باید واقعی ، درونی همراه با معرفت و اخلاص باشد .

2-    توکل صحیح انجام اموری همچون تفکر ، مشورت ، بررسی راه ها و شیوه ها میباشد .

مصلحت : زمانی است که اگر این کار را انجام دهیم به نفع دین و ناموس میباشد . کسی مصلحت اندیش صحیح است که دنبال نتیجه صحیح باشد .

رابطه ایمان و معرفت : ایمان در قرآن کریم پس از شناخت مطرح شده است .

رابطه ایمان و عقل :  عقل مقدمه ایمان است ( عقل بر علم هم مقدم تر است یعنی اول عقل باید باشد بعد علم باشد و بعد ایمان )

رابطه ایمان و عمل : رابطه ایمان و عمل صالح : هر چه ایمان قوی تر باشد عمل صالح بیشتر میشود و هرچه عمل صالح بیشتر شود باعث تقویت ایمان خواهد بود .