قسمت 1 جزوه مردم شناسی ترم 1 رشته کاردانی روابط عمومی دانشگاه جامع علمی کاربردی کیش استاد بکایی
مردم شناسی :
مادر سالاری : وقتی میگوییم که زنان علاوه بر قدرت اجتماعی دارای قدرت سیاسی نیز باشند .
مادر تباری : یعنی نام فامیل مادر بر روی فرزندان نسل به نسل بماند و گذاشته شود . در دوره مادر تباری پدر نقش مهمی نداشته و سرپرستی بچه ها به عهده دایی بوده است و دایی ها وظیه داشتند که بچه های خواهر خود را سرپرستی کنند .
پدر تباری :
در مورد انسان و شکل گیری انسان
مردم شناسی به لاتین Anthroplogy نامید ه میشود که در ایران به عنوان انسان شناسی ترجمه شده و به عنوان مفهوم عام یعنی حوزههای زیادی از قبیل :
1- انسان شناسی تاریخی و باستانی : مهمترین رشته هایی است که به شاخه انسان شناسی کمک میکند مثلا از روی بازیافته ها میتوانند اطلاعات مورد نیاز خود را بیابند . historical Anthroplogy
2- انسان شناسی اجتماعی: روی شکل گیری جوامع و علل پیدایش جوامع کار میکند . social Anthroplogy
3- انسان شناسی فرهنگی : روی سنن و آداب و رسوم مردم کار میکند و به لاتین میشود cultural Anthroplogy
4- انسان شناسی جسمانی : به تفاوتهای جسمانی نژادها کار میکند چه از نظر استخوان بندی چه از نظر نوع رنگ مو و چشم و غیره و به لاتین میشود Physical Anthroplogy
نظریه داروین = به نظر داروین کلیه موجودات از تک سلولی ها شروع شده سپس تکامل یافته و موجودات مختلف را بوجود آورده اند که به آن نظریه تکاملی میگویند که در این نظریه رفته رفته بعد از تکامل انسان آخرین موجودی است که دوره تکاملی را طی کرده است . قبل از تکامل انسان . انسان بدوی یا نادرتال بوده سپس بعد از طی دوره تکامل تبدیل به انسان فعلی شده است .
در دوره های اولیه همه از جمله زن و مرد وظیفه شکار را داشته و همه هم شکار میکردند و هم میخوردند و آنها گوشت خوار و خام خوار بودند .
در دوره دوم شکار و گرد آوری خوراکی را مردان انجام داده و زنان به نگهداری بچه ها و گرد آوری دانه ها و میوه ها و سبزی جات اشتغال داشتند .که در این دوره تقسیم کار بوجود آمده است .
زنان اولین کسانی هستند که به کشاورزی دست پیدا کرده و گیاه درمانی و حتی جادو گری نیز قبل از هر کس کار زنان بوده است
در دوره سوم دوره باغچه کاری است که ادامه همین دوره میباشد .
در دوره چهارم دوره کشاورزی است که برخی از محققین میگویند این دوره با دوره دام پروری با هم ظهور می کند معمولاً دام پروران اخلاق خشن تری داشتند آریایی ها دامپرور بودند و نوع دامپروری شان پرورش است بوده است اقوام اصلی ساکن ایران اقوام کشاورز بوذدند با خلقی آرام بعد از جابجایی زمینها قوم آریا به ایران کوچ میکنند و بعد بر اقوام اولیه تسلت پیدا کرده و ساکن ایران میشوند . دوره کشاورزی با ذوب فلزات پیدا یش آتش و ساخت ابزار همراه بوده است
آریایی ها به چند دسته تقسیم میشوند یک قسمت به هند و یک قسمت به اروپا و عمدتا در ایران میمانند البته گفته میشود سرخپوستان نیز از آریایی ها هستند .
یکی از عللی که کشورهای غربی روی کشورهای دیگر کار کردند علتش استعمار بوده و نیاز داشتند که از منابع آن کشورها استفاده کنند و این گزارشات را کسانی که به عنوان پزشک یا مبلغهای دینی به آن کشورها میرفتند در کنار کارشان به کشورهای غربی ارسال مینمودند .
دوره میترائیست : دوره قبل از ورود آئین زرتشت به ایران است . میترا به معنی الاهه خورشید است که بعد از ورود زرتشت این آیین ممنوع شده وتعدادی از پیروان این آئین به سمت به سمت اروپا کوچ می کنند ( به ایتالیا ) عقیده میترائیست ها عقیده داشتند میترا به صورت یک مرد از درون یک تخم مرغ در آمده است . پیروان این آئین باید هفت مرحله را طی می کردند تا به مرحله انسان کامل برسند و میترا شوند کلیه ادیان به این دلیل بوجود می آیند که انسان انسان کامل شود . تمام معابد میترا مثل دربهای زورخانه دربهای کوتاه داشته و پیروان باید به حال تعظیم وارد میشوند .
تپه های سیلک در کاشان نشان میدهد که انسان در دورههای خیلی پیش در ایران سکونت داشتند .
برخی از دانشمندان معتقد هستند که ریشه زبانها مثل هم است مثلا زبان فرانسه و فارسی و اینگلیسی کلمه مادر را تقریبا یکجور می گویند
اصطلاحات در مردم شناسی کمک میکند تا سبک زندگی مردمان گذشته مشخص شود مثلا مردمانی که بیشتر مثلهاشان در رابطه با دام داری و کشاورزی بوده نشان میدهد که در گذشته کشاورز بودند مثل اصلاح هوا گرگ و میش است و غیره
هومر : نویسنده یونانی کتابهای الیاد و ادیسه و .... از اوست
نظام کاستی : تشکیل شده از پنج طبقه 1- اشراف زادگان 2- ارتشیان 3- بازرگانان 4- عامه مردم 5 – نجس ها ( یا خارج از طبقه )
در این نظام معتقدند که هر کس باید با شخص هم طبقه و هم طراز خود ازدواج نماید و نمیتواند دختری یا پسری با طبقه غیر از خود ازدواج نماید در غیر اینصورت تحت فشار جامعه و خانواده های خود قرار می گیرند .
ابن خلدون : معتقد بود مردم مناطق سرد سیر مردمی سرد مزاج بوده به طبعیت از محیط خود آنان مردمی دیر جوش بوده و حتی در نگهداری غذا و مواد خوراکی خود به دلیل اینکه در محیطهای سرد در بعضی مواقع غذا یافت میشود غذاها و مواد خوراکی خود را ذخیره میکردند و برعکس آنها مردم مناطق گرم سیر مردمی زود جوش و خون گرم بوده و به دلیل فراوانی غذا از ذخیره آن خوداری میکردند .
جهت نوشتن کتاب باید موارد زیر را در نظر گرفت :
1- فهرست مطالب
2- عنوان
3- مقدمه
4- شروع فصلها ( فصل 1 00000000000 )
جهت نوشتن تحقیق باید موارد زیر رعایت شود :
1- اسم نویسنده - نام کتاب
2- آدرس کامل ناشر .
برای نوشتن متنی که مربوط به کسی دیگر باشد به این ترتیب میباشد :
به نقل از کوئن : << متن مورد نظر........ >> . ( کوئن , 1380 ص 18 )
فرهنگ پذیری : فرهنگ پذیری فرایندی است اکتسابی که در طول زندگی انجام میشود و به صورت بخشی از رفتار ثابت در می آید .
آیا عناصر فرهنگی در همه کشورهای دنیا یکی است ؟ خیر
کتابهای مهم مردم شناسی :
1- سهم هدایت در مردم شناسی ایران نویسنده صادق هدایت
2- سهم جلال آل احمد در مردم شناسی ایران نویسنده جلال آل احمد در مجله کلمه از انتشارات مدیر مدرسه و مجله نماد
3- کتاب موزههایی در باد نویسنده دکتر فرهادی
4- دکتر نادر افشار نادری
5- کتاب سفر نامه ناصر خسرو
6- کتاب ................ نویسنده هرودوت تاریخ نگار یونانی
7- اساطیر ایران نویسنده دکتر مهرداد بهار
حیات جنسی و مردم نگاری درباره مالینوسکی قسمت اول
انتشار یافته در تاریخ: 17 مهر, 1386 - 23:41 منتشر شده توسط: دکتر نعمت الله فاضلی
در اين مقاله کوتاه درصدد توضيح تمام ابعاد انديشه و زندگي مالينوسکي يا آنچه درباره او گفته اند، نيستم. بلکه مايلم براي آشنايي بيشتر علاقه مندان به انسان شناسي برخي نکات درباره يکي از بنيانگذاران انسان شناسي قرن بيستم را توضيح دهم. مالينوسکي هم در زمان حياتش و هم بعد از آن يک ابژه و سوژه مهم براي بحث هاي انسان شناسي بوده است. در سال 1957 ريموند فيرث شاگرد و سپس جانشين مالينوسکي در مدرسه ال. اس. اي دانشگاه لندن با انتشار کتاب «انسان و فرهنگ: ارزيابي از آثار برانيسلاو مالينوسکي» که توسط جمعي از بزرگان انسان شناسي نوشته شده بود، درواقع جريان تازه اي براي بازخواني انديشه و زندگي مالينوسکي فراهم کرد. و از آن تاريخ تاکنون انبوه مقالات و کتاب ها درباره مالينوسکي نوشته شده است.
اين مقاله را براي انتشار در پايگاه اطلاع رساني دکتر ناصر فکوهي نوشتم و اکنون در آنجا نيز منتشر شده است.
مقدمه
در اين مقاله کوتاه درصدد توضيح تمام ابعاد انديشه و زندگي مالينوسکي يا آنچه درباره او گفته اند، نيستم. بلکه مايلم براي آشنايي بيشتر علاقه مندان به انسان شناسي برخي نکات درباره يکي از بنيانگذاران انسان شناسي قرن بيستم را توضيح دهم. مالينوسکي هم در زمان حياتش و هم بعد از آن يک ابژه و سوژه مهم براي بحث هاي انسان شناسي بوده است. در سال 1957 ريموند فيرث شاگرد و سپس جانشين مالينوسکي در مدرسه ال. اس. اي دانشگاه لندن با انتشار کتاب «انسان و فرهنگ: ارزيابي از آثار برانيسلاو مالينوسکي» که توسط جمعي از بزرگان انسان شناسي نوشته شده بود، درواقع جريان تازه اي براي بازخواني انديشه و زندگي مالينوسکي فراهم کرد. و از آن تاريخ تاکنون انبوه مقالات و کتاب ها درباره مالينوسکي نوشته شده است. خواندن کتاب «مالينوسکي: اديسه يک انسان شناس» نوشته مايکل يونگ[1] در 2004 مرا ترغيب کرد اين يادداشت را بنويسم. البته بعد از خواندن اين کتاب به اين انديشيدم که ما در ايران تا چه ميزان مالينوسکي را مي شناسيم.
مالينوسکي در ايران براي انسان شناسان چهره اي کاملا آشناست زيرا از نخستين کتاب هاي انسان شناسي که در دهه 1340 به فارسي ترجمه و تاليف شدند، نام مالينوسکي و آثارش ذکر مي شد[2]. در کتاب «تاريخ انسان شناسي»[3] نوشته ه. ر. هيس که در 1340 توسط ابوالقاسم طاهري ترجمه و انتشار يافت در فصلي با عنوان «جاذبه و رموز جزاير : در بيان احوال برانيسلاو مالينوفسکي » براي نخستين بار فارسي زبانان ايراني با نام ماينفسکي آشنا شدند. در 1355 محسن ثلاثي اولين اثر مالينوسکي يعني «ميل جنسي و فرو نشاني آن در جوامع نامتمدن» [4]را ترجمه و منتشر ساخت. اما اين کتاب هرگز تجديد چاپ نشد و اهميت آن حتي در بين جامعه علوم اجتماعي نيز ناشناخته ماند. صادق کيا نيز در کتاب «مردم شناسي اقتصادي»[5] خود مقاله "اقتصاد ابتدايي جزاير تروبرياند" مالينوسکي را ترجمه کرده است.
اما تنها در چند سال اخير است که با انتشار «تروبرياتدها : پژوهشهاي مردم شناسي مالينوفسکي جزاير تروبرياند 1915- 1918ا» اثر مايکل يونگ، فارسي زبانان يک کتاب مستقل در معرفي مالينوسکي بدست مي آورند. و همچنين در سال هاي اخير کتاب «نظريه علمي فرهنگ». به فارسي منتشر شده است. ناصر فکوهي همچنين در کتاب «تاريخچه و نظريه هاي انسان شناسي» شرح کامل تري از انديشه مالينوسکي ارائه کرده است. علي رغم اينها، هنوز مالينوسکي براي انسان شناسان و جامعه علوم اجتماعي ايران شناخته شده نيست. بخصوص درباره زندگي و نقش و جايگاه او در انسان شناسي ما بسيار کم سخن گفته ايم. از اينرو، اين يادداشت براي پاسخ گويي مقدماتي به اين نياز است. تلاش نکرده ام به بحث هاي نظريه و نظريه او مالينوسکي به طور دقيق بپردازم زيرا در اين زمينه منابع فارسي قابل توجهي در دسترس است. اما درباره زندگي او اينگونه نيست. زندگي مالينوسکي همانطور که کونلي و ابار مي نويسند «بسياري از انسانشناسان زندگي شخص و حرفهاي جالب توجهي داشتند، اما داستان مالينوفسكي حقيقتاً چيز ديگري است. علاوه بر اين، داستان سرگذشت زندگي او به مراتب بيشتر از آن چيزي كه خود مالينوفسكي آرزو داشته بر همگان روشن شده است.»
اسطوره مالينوسکي
رشته هاي علمي و دانشگاهي مثل ورزش ها، هنرها و ادبيات، ستاره ها و اسطوره هاي خود را مي سازند و پرورش مي دهند. طوريکه بدون اين اسطوره هاي قهرماني، دانش ها هويت و اعتبار اجتماعي و منزلت رشته اي بدست نمي آورند. علم فيزيک و رياضيات با نيوتون و آلبرت انيشتين منزلت و هويت کسب کرده اند. مردم اغلب ارسطو و افلاطون و کانت و دکارت يا ملاصدرا را بيشتر از نام فلسفه مي شناسند. و فردوسي و حافظ و شکسپير و دانته و امثال آنها براي ادبيات حکم ستون فقرات را دارند. و چنين است نقش انسان شناس بزرگ برانسيلاو مالينوسکي[6] در انسان شناسي قرن بيستم.
برانيسلاو مالينوسکي قهرمان و اسطوره رشته انسان شناسي است. او با انجام مطالعه ميداني[7] و ابداع روش مردم نگاري[8] و مشاهده مشارکتي[9] توانست دانش انسان شناسي را در زمره علوم اجتماعي معتبر قرار دهد. انتشار کتاب «دريانوردان غرب اقيانوس آرام»[10] در 1922 را آغاز مردم نگاري علمي مي دانند. مالينوسکي که لهستاني الاصل بود در کراکو در خانواده اشرافي در 1884 بدنيا آمد که پدر از ثروتمندان کراکو بودند. پدرش لاکجان[11] استاد برجسته فقه الغه و زبان شناسي زبان اسلويک در دانشگاه کراکو بود اما در 1989 درگذشت و برانيسلاو و مادرش تنها ماندند و بعد از آن مادرش ناگزير بود هزينه هاي زندگي را فراهم کند و به تربيت برانيسلاو هم بپردازد.
برانيسلاو اگرچه کودک نحيف و کم بنيه اي بود اما از ابتداي نوجواني اش استعداد درخشاني از خود بروز داد و در مدرسه سلطنتي تحصيل کرد. برانيسلاو لردنياوا در مقاله اي درباره تحصيلات مالينوسکي که در ژورنال آيسيس 1981 منتشر شده است درباره دوستان مدرسه اي برانيسلاو مي نويسد دوستان او استانيسلاو ايگناسي ويتکوويچ نقاش، نمايشنامه نويس و نويسنده بزرگ لهستان،و لئون چوايستک منطق دان، رياضيدان، نقاش و نظريه پرداز هنر بودند. برانيسلاو در کل در ميان پيشگامان جنبش مدرنيسم لهستان جوان بزرگ شد. اين جنبش آرمان هاي دموکراتيک و انسان گرايانه و مدرنيستي داشت.
برانيسلاو در رشته فيزيک و رياضيات در دانشگاهجاگيلونين شهر کراکو براي تحصيل ثبت نام کرد. مطالعه لرنياو نشان مي دهد که مالينوسکي در واقع در دانشکده فلسفه و رشته فيزيک به مطالعه فلسفه علم پرداخته است نه فيزيک محض يا رياضيات. او ناگزير بود براي اخذ دکتر آزمون سخت زبان انگليسي دهد. از اينرو، به مطالعه متن انگليسي کتاب «شاخه زرين»[12] جيمز فريزر انسان شناس بريتانيايي که در آن زمان شهرت داشت پرداخت چرا که شنيده بود از سبک زيبا و دلنشيني برخوردار است. شاخه زرين تاثير عميقي بر انديشه برانيسلاو جوان گذاشت و او را به انسان شناسي علاقه مند کرد.
او در 1908 يعني 24 سالگي در رشته فيزيک با گرايش فلسفه علم از دانشگاه کراکو دکتري خود را اخذ کرد و رساله اش را با عنوان «درباره اقتصاد انديشيدن»[13] به راهنمايي فيلسوفي به نام استفان پائوليکي[14]دفاع کرد. البته مالينوسکي در 1906 رساله اش تمام کرده بود و به علت بيماري که داشت مادرش او را براي دو سال به جزاير قناري برد و در بازگشت در سال 1908 مدرک خود را اخذ کرد. کونلي و ابار بدرستي توضيح مي دهند که «ديدگاههاي مالينوفسكي در زمينة رياضيات و علوم طبيعي، بعدها خودشان را در استعداد خارق العاده او در تحليل الگوهاي زباني و گرايش انسانشناسي كاركرد گرايانة او نشان دادند. انسانشناسي كاركرد گرايانه او، عامل فرهنگ را در رفع نيازهاي بيولوژيكي فردي مورد مطالعه قرار مي داد.» [15]
سپس او به دانشگاه لايپزيگ و نزد ويلهم ونت[16] فيزيولوژيست و روانشناس بزرگ آلماني بنيانگذار روان شناسي اجتماعي، رفت تا روان شناسي بياموزد و به عنوان "فوق دکتري" سه ترم تحصيلي در لاپزيگ ماند. اين دوره بر انديشه مالينوسکي و نظريه کارکردگرايي که بعدا ارائه کرد بسيار تاثير گذاشت.
مالينوسکي در 1910 براي آشنايي با انسان شناسي و ديدار جيمز فريزر به بريتانيا مهاجرت کرد. و در سال 1911 توانست يک بورس تخصيلي مهم از دانشگاه کرکو دريافت کند که اين بورس هزينه زندگي و کار او تا 1914 را تامين مي کرد.
او به مدرسه اقتصاد و علوم سياسي لندن[17] رفت و در آنجا وسترمارک، سليگمان، مارتين وايت و هابهاوس در دپارتمان انسان شناسي فعاليت و تدريس مي کردند. مارتين وايت بنيانگذار اولين کرسي جامعه شناسي در انگلستان بود و به مالينوسکي کمک کرد تا بتواند اولين اثرش با نام «خانواده در ميان بوميان استراليا»[18] در 1913 توسط انتشارات دانشگاه لندن بچاپ برساند. اين کتاب حاصل سه سال اقامت و مطالعه اسنادي و کتابخانه اي مالينوسکي با دانش انسان شناسي بود. در جريان تاليف اين کتاب او با ريورث[19] انسان شناس کلاسيک آشنا شد و دوستي پايداري با يکديگر پيدا کردند.
مالينوسکي در اوايل 1914 همراه با «هيات روبرت موند»[20] به کشور کوچک پاپو گينه نو[21] يا ملانزي در جنوب غربي اقيانوس ارام رفت و در آنجا در بين قبايل ميلو و جزاير تروبرياند به مطالعه پرداخت. اقامت او در اين جزاير ناشي از اين بود که در اين زمان جنگ جهاني اول آغاز شده بود و مالينوسکي به عنوان يک لهستاني وابسته به امپراطوري اتريش خصم بريتانيا در جنگ جهاني اول، ديگر حق خروج از آن مناطق را که تحت کنترل بريتانيا بود، نداشت. در عين حال، ملانزي نيز سرزمين بکر و بديعي براي مطالعه انسان شناسي بود و مالينوسکي مانند کريستف کلمب به کشف بزرگي نائل آمده بود.
ملانزي که تنها 6 ميليون نفر جمعيت دارد، متنوع ترين سرزمين فرهنگي جهان با 850 زبان بومي است. اين سرزمين کوچک از زمان مالينوسکي تاکنون مهمترين حوزه مطالعات انسان شناسان بوده است زيرا اين سرزمين تنها 18 درصد آن شهرنشين هستند و بقيه مردم اقوام و قبايل پراکنده در جزاير مي باشند. همچنين بيشترين پديده هاي فرهنگي و طبيعي اين سرزمين براي مردم جهان همچنان ناشناخته است و استعداد زيادي براي کشفيات و مطالعات انسان شناختي دارد.
کونلي و ابار ورود مالينوسکي به گينه نو را اينگونه توضيح مي دهند:
مالينوفسكي در سپتامبر 1915 به گينة نو وارد شد. او در بندر عورسبي در حاليكه منتظر كشتي بود، تا او را به شرق ببرد، كار ميداني خودش را ميان ساكنان منطقه جنوبي گينه نو كه حدود 6 ماه قبل اشغال شده بود آغاز كرد. اين گونه علاقهمندي او از همان روزهاي اول ورودش شروع شد، به طودي که به جمعآوري اطلاعات و دادههايي در زمينة ساختار اجتماعي پرداخت. در طول دو هفته نخست به دو نقص اساسي در كارش پيبرد. يكي اينكه او زبان نميدانست دوم اينكه وقت زيادي را براي مشاهده مردم مورد مطالعه صرف نميکرد. تلاش براي بر طرف كردن اين نقايص باعث شد تا او موضوع مورد مطالعهاش را در كارهاي بعدي اش و مسلماً در زمينة تاريخ مردمشناسي بهتر تعريف كند.
مالينوسکي در ابتدا مدتي در بين اقوام ميلو[22] در منطقه گينه نو ماند. حاصل اين اقامت کتاب «دين بدوي و تفکيک پذيري اجتماعي»[23] بود که به زبان لهستاني در کراکو در 1915 انتشار يافت. مالينوسکي همچنين گزارش اتنوگرافيکي با عنوان «بوميان ميلو»[24] در همان سال 1915 به زبان انگليسي نوشت و در استراليا انتشار يافت.
اما مهمترين بخش مطالعه ميداني مالينوسکي درباره اقامت طولاني اش در بين اقوام جزاير تروبرياندها[25] است که مهمترين حاصل آن ابتدا در کتاب «دريانوردان غرب اقيانوس ارام» در 1922 منتشر شد. مالينوسکي به آشلي منتاگو[26]، نخستين دانشجوي او در ال. اس. اي درباره اين کتاب گفته بود موقع تاليف اين کتاب حالش چندان خوب نبوده است. در عين حال، بعد از اتمام کتاب، آن را به 37 ناشر مي فرستد. تا عاقبت راتلج با توجه به مقدمه اي که جيمز فريزر بر آن مي نويسد انتشار کتاب را قبول مي کند.[27]مالينوسکي اين کتاب را به پروفسور سليگمن استادش در ال. اس. اي. تقديم کرده است. کسي که بعد از بازگشت مالينوسکي به ال. اس. اي با او در يک اتاق کار مي کردند و مالينوسکي گرچه با او اختلافاتي داشت اما هموراه به بزرگي ياد مي کرده است.
مطالعات مالينوسکي در بين تروبرياندها دستاوردهاي نظري و روش شناختي فراواني داشت. او اولا نشان داد که عقده اديپ در بين تروبرياندها وجود ندارد زيرا اين جامعه مادرتبار[28] و مادر سالار است و مطابق نظريه فرويد اين عقده در بين جوامع پدرتبار ثابت شده بود. اين يافته مالينوسکي بسيار اهميت داشت زيرا نشان داد که عقده اديپ برخلاف نظريه فرويد جهاني نيست و نمي تواند باشد. او همچنين نشان داد که نقش هاي زنانه و مردانه امور فطري و طبيعي نيستند بلکه ناشي از فرهنگ و الزامات آنند. زيرا در جوامع مادرتبار مانند تروبرياندها، که تمام مسائل تبار، خويشاوند و روابط اجتماعي از نظر حقوقي از طريق زنان شکل مي گيرد، زنان نقش هايي را ايفا مي کنند که در جوامع ما مردانه شناخته مي شوند. و بالعکس مردان قبايل تروبرياند بکار تربيت و مراقبت از فرزندان مي پردازند و نقش هاي احساسي و عاطفي ايفا مي کنند. کتاب «ميل جنسي و فرونشاني آن در جوامع نامتمدن» [29]که در 1927 منتشر شد انبوهي از گزارش هاي دست اول از يک جامعه مادرتبار بود که به روش علمي و مبتني بر مردمنگاري و مشاهده مشارکتي مالينوسکي تهيه شده بود.
علاوه بر اين، مالينوسکي درباره رسم کولا [30] و کارکردهاي آن توصيف هاي دقيقي ارائه کرد و توانست نظريه کارکردگرايي[31] را در آن زمان به مثابه رهيافتي علمي تثبيت کند. رسم کولا نوعي نظام اقتصادي و سياسي مبتني بر نوعي مبادله پاياي و متقابل بود. مارسل موس، بينان گذار انسان شناسي فرانسه، کتاب کلاسيک و مشهور «هديه» را عمدتا براساس داده هاي مالينوسکي از رسم کولا نوشت. نظريه کارکردگرايي مالينوسکي بسيار ساده است. او معتقد است تمام مولفه هاي فرهنگ داراي کارکرد مشخصي براي تامين نيازهاي رواني، اجتماعي و زيستي فرد دارند. پس از تامين نيازهاي فرد است که نيازهاي جامعه بصورت يک کل هم تامين مي شود. اين ديدگاه در همزمان با نقد رادکليف-براون مواجه شد و نظريه کارکردگرايي ساختاري را مطرح کرد که طبق آن فرهنگ در خدمت تامين نيازهاي ساختاري جامعه است.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] از مايکل يونگ کتابي درباره مالينوسکي با مشخصات زير به زبان فارسي ترجمه شده است:
يونگ، مايکل و. ، 1373، تروبرياتدها : پژوهشهاي مردم شناسي مالينوفسکي جزاير تروبرياند 1915- 1918، تهران، طرح نو
[2] براي آشنايي با منابع مالينوسکي در زبان فارسي به آدرس زير مراجع شود:
http://www.fakouhi.com/node/1126
[3] هيس، ه. ر.،1340، تاريخ مردم شناسي،ترجمه ابوالقاسم طاهري، تهران، ابن سينا
[4] مالينوفسکي، برانيسلاو، 2535، ميل جنسي و فرونشاني آن در جوامع غيرمتمدن، ترجمه محسن ثلاثي، تهران، سيمرغ.
[5] مالينوفسکي، برانيسلاو،" اقتصاد ابتدايي جزاير تروبرياند " در کيا، م. ( اقتباس ) ، 1354، مردم شناسي اقتصادي، تهران، انتشارات دانشکده علوم اجتماعي و تعاون .
[6] Bronis?aw Kasper Malinowski (1884- 1942)
[7] fieldwork
[8] ethnography
[9] participant observation
[10] Argonauts of the Western Pacific
[11] Lucjan
[12] The Golden Bough
خلاصه يک جلدي از اين اين 16 جلدي به زبان فارسي ترجمه شده است. اغلب در جهان از مجموعه شاخه زرين اين کتاب خلاصه ترجمه و شناخته شده است.
[13] On the Economy of Thinking
[14] Stefan Pawilicki
[15] اين مقاله در خانه انسان شناسي ايران منتشر شده است:
جان ام. کونلي و ويليام ام. ابار. تأثيرات پايدار كتاب «جنايت و آداب و رسوم در جامعه وحشي ، مالينوفسكي. مترجم: رضا حقيقي.
http://anthropology.ir/?q=node/591
[16] Wilhelm Maximilian Wundt (1832-1920)
[17] London School of Economics
[18] Family Among Australian Aboriginals
[19] W. H. R. Rivers
[20] Robert Mond Expedition
[21] Papua New Guinea
[22] Mailu
[23] Primitive Religion and Social Differentiation
[24] The Natives of Mailu
[25] The Trobriand Isles