درس : معارف استاد : دکتر یوسفی موضوع : جمع آوری مطالب کلاسی3
مراتب ایمان :
امام رضا ( ع ) میفرمایند : ایمان تصدیق قلبی ، اقرار زبانی و عمل به ارکان و اعضاست .
امام صادق ( ع ) میفرمایند : کمترین مرتبه ایمان عبارت است از گواهی دادن به وحدانیت خدا و بندگی او ورسالت محمد ( ص ) و شناخت امام زمان خود چنین کسی مومن است .
بالاترین مرتبه ایمان : خشیت الهی یعنی ترسیدن از خداست .
قرآن : داستان اعمال کسانی که به پروردگارشان کفر ورزیدن داستان خاکستری است که در روز طوفانی بادی سخت بوزد که هیچ از آن خاکسترها برجا نماند .
امام کاظم ( ع ) میفرمایند : خداوند برای انسان دو حجت قرارداده است 1- رسول باطنی یعنی عقل 2- رسول ظاهری یعنی انبیا و ائمه .
امام صادق ( ع ) میفرمایند : عقل راهنمای مومن است .
نقش دین در حال بحران : وقتی انسان مشکلی برایش پیدا شد به سوی دین رفته آرامش نسبی میگیرد . در بحران های معرفتی دین حقایقی از پیامبران آورده است . اگر انسان به دین رو بیاورد خداوند پیوسته با او خواهد بود نقش ناظر بازدارنده را دارد .
نفس سه قسمت است 1- عماره 2- لوامه 3- قدسی ( نفس سرزنش گر انسان )
مقدمه ایمان شناخت و معرفت است
دین یا ادیان : دین برنامه ای که از طرف خدا توسط پیامبران برای رسیدن به کمال و سعادت برای انسان ارسال میشود .
اسلام تسلیم شدن در برابر خدا .
پلورالیسم : کثرت گرایی یعنی مسیر برای رسیدن به خدا زیاد است انسان باید انسانیت را بیاموزد بعد یکی از راهها را بگیرد برای رسیدن به خدا مثل یهودی یا مسیحی یا ....
حصر گرایی : در مقابل کثرت گرایی است یعنی فقط یک نقطه است برای رسیدن به خدا کلا اعتقاد ما همین است .
انسان دارای دو بعد جسم و روح است . و منابع فقه شیعه عبارتند از : 1- قرآن 2- سنت 3- عقل 4- اجماع
از صفحه یک تا سی کتاب معارف اسلامی یک :
عقل گرایی : عقل گرایی ابتدا با تاملات رنه دکارت فیلسوف و ریاضیدان فرانسوی شروع شد . و باروخ اسپینوزا و لایب نیتس به آن تداوم بخشیدن . ایمانوئل کانت در سال 1724- 1804 به این نتیجه رسید که عقل نظری از اثبات وجود خداوند ناتوان است او کوشید بنیان های معرفتی اعتقاد به وود خدا را بر پایه اخلاق و عقل عملی استوار سازد . وی مدعی بود واعقیت تجربی ( یا شئ ء فی نفسه ) هیچ گاه آن چنان که هست ، شناخته نمیشود بلکه ما همواره اشیا را در قالب مفاهیم و مقولات ذهنی خود درک میکنیم .
فیلسوفان عقل گرا نظامهای فلسفی متفاوتی عرضه کرده اند ولی خصیصه عمومی عقل گرایی در عصر تجدد آن است که عقل جزئی و استدلالگر را اساسی ترین ابزار شناخت میداند و افراطی های آن معتقدند عقل قادر است همه امور شناختنی را درک کند و آنچه قابل درک عقلی نباشد قابل شناخت نیست . کار عقل گرایان به دین بویژه در غرب بدانجا رسید که الهیات وحیانی یعنی مبتنی بر متون مقدس اعتبار خود را از دست داد و رقیب آن یعنی الهیات عقلانی تقویت شد . که این امر موجب معضلات نوینی شد فی المثل ، امروزه بسیاری از